کاربرد ریاضی در زندگی - بخش دوم

 

بازي براي برنده شدن

بخش دوم

ترجمه: فخري بساره – ابوالفضل گِروِئي

منبع: www.learner.org

براي مشاهدة سايت زبان اصلي بر روي لينک منبع کليک نمائيد.

 Playing to win

هر سال ميليونها تن از مردم دنيا به اميد ثروتمند شدن به کازينوها ميروند. تعداد بيشتري هم هر روز رهسپار فروشگاههاي بزرگ ميشوند تا با کارتهاي بخت آزمائي شرط بندي کنند. مردم با بازار سهام مشغول ميشوند؛ به کانون هواداران يک باشگاه ملحق ميشوند و براي آخرِ هفته با دوستان براي بازي و گردش قرار ميگذارند. چرا اين پول را بر اساس شانس سرمايه گذاري ميکنيم؟ ما اين کار را انجام ميدهيم چون اعتقاد داريم که ميتوانيم کار متفاوتي انجام دهيم. به امکان موفقيت باور داريم.

 

اصول رياضي بيشتر از آن چه که براي موفقيت لازم است، به ما ميگويند. آنها ميتوانند به ما بگويند چه وقت محتمل است تا برنده شويم. آن مفهوم رياضي که در مورد شانسهاي بُردن يک بخت آزمائي يا بازي ورق بحث ميکند، احتمال (probability) نام دارد. اگر بتوانيم احتمال وقوع يک رويداد معين (certain event) را تعيين کنيم (مثل بردن بخت آزمائي)، در مورد آن احتمالات انتخاب بهتري خواهيم داشت.

تعيين احتمال

احتمال را چه طور تعيين ميکنيم؟ فرض کنيد 12 جوراب در کشوي لباستان داريد. پنج تاي آنها قرمز و هفت تاي ديگر آبي هستند. اگر چشمهايت را ببندي، نزديک کشو بشوي و يک جوراب بيرون بياوري، احتمال اين که آن جوراب بيرون آورده شده قرمز باشد چه قدر است؟ پنج تا از 12 تا قرمز هستند؛ بنابراين شانسهاي شما براي انتخاب تصادفي يک جوراب قرمز 5 از ميانِ 12 است. اين را ميتواني به شکل کسر يا درصدي که احتمال بيرون آورده شدن يک جوراب قرمز را نشان ميدهد، بيان کني. يعني:

12 / 5

شانسهاي انتخاب يک جوراب قرمز پنج از دوازده يا 5 تقسيم بر 12 است که حدود 42 درصد ميشود. بد نيست؛ شانس با شماست.

 

فرض کنيد که از ميان دو کالج، يکي در کاليفرنيا و يکي در ماساچوست انتخاب ميکني. تصميم داري تا سکه اي به هوا پرتاب کني. شير يعني رفتن به کاليفرنيا و خط يعني رفتن به ماساچوست. وقتي سکه را بالا مي اندازي، احتمال اين که وقتي سکه به زمين بيفتد طرف شير سکه بالا باشد چه قدر است؟ سکه دو رو دارد و يکي از آنها شير است؛ بنابراين احتمال مورد نظر شما يکي از دو تا است. به بيان ديگر:

2 / 1

يک تقسيم بر دو که پنجاه درصد شانس شير است و همچنين پنجاه درصد شانس خط خواهد بود. احتمالها برابرند. اگر مبناي تصميم گيري شما بالا انداختن سکه باشد، همان اندازه که دوست داري به کالج کاليفرنيا بروي، رفتن به کالج ماساچوست هم مطابق ميل شما خواهد بود.

 

حتي اگر مرتباً روي چيزي شرط بندي نکني، به يقين احتمالها را هميشه در نظر خواهي داشت. ممکن است در بازار سهام سرمايه گذاري کني. ممکن است بيمه هاي خودرو، درماني و زندگي را براي ايجاد مانعي در برابر هزينه هاي خرابي يا آسيب خريداري کني. در موارد بسياري که تلاش ميکنيد تا آينده را پيش بيني کنيد، رياضيات احتمال را به کار گرفته ايد.

 

کاربرد ریاضی در زندگی - بخش نخست

 

رياضي در زندگي روزمره

بخش نخست

ترجمه: فخري بساره – ابوالفضل گِروِئي

منبع: www.learner.org

براي مشاهدة سايت زبان اصلي بر روي لينک منبع کليک نمائيد.

 

 

وقتي ماشين ميخري، دستور پخت غذا را دنبال ميکني يا خانه ات را دکور ميکني از اصول رياضي پيروي کرده اي. مردم از اين اصول براي هزاران سال در تمام کشورها و قاره ها استفاده کرده اند. خواه در قايقي در سواحل ژاپن پارو بزني يا خانه اي در کشور پرو (واقع در آمريکاي جنوبي) بسازي، از رياضيات براي انجام کار خود استفاده ميکني.

چطور رياضي ميتواند اين اندازه جهاني باشد؟

نخست اين که، انسان شروع به اختراع مفاهيم نکرده است بلکه ما آنها را کشف ميکنيم. همچنين زبان رياضيات، اعداد است نه انگليسي يا آلماني يا روسي. اگر ما موضوعي را به خوبي در اين زبان از اعداد به نظم در آوريم، به ما کمک ميکند تا تصميمهاي مهم بگيريم و کارهاي روزمره را انجام دهيم. رياضي به ما کمک ميکند تا عاقلانه خريد کنيم؛ بيمه ي درستي بخريم؛ با بودجه ي مشخص خانه اي را تعمير کنيم؛ رشد جمعيت را درک کنيم يا حتي روي اسبي که بهترين شانس برنده شدن در يک مسابقه را دارد، شرط بندي کنيم!

 

در پُستهاي آتي نگاهي به کاربرد رياضي در زندگي روزمره خواهيم انداخت و به زبان اعداد در ميان موقعيتهاي متداول زندگي مانند بازي کردن يا آشپزي توجه خواهيم کرد.

 

زن، مرد و اخلاق از دیدگاه ریاضی

 

نظر رياضي دان در مورد زن و مرد

 

Einstein

روزي از دانشمندي رياضيدان نظرش را درباره زن و مرد پرسيدند. جواب داد:

اگر زن يا مرد داراي ( اخلاق) باشند پس مساوي هستند با عدد يک =1

اگر داراي (زيبايي) هم باشند پس يک صفر جلوي عدد يک ميگذاريم =10

اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوي عدد يک ميگذاريم =100

اگر داراي (اصل و نسب) هم باشند پس سه تا صفر جلوي عدد يک ميگذاريم =1000

ولي اگر زماني عدد يک رفت (اخلاق) چيزي به جز صفر باقي نمي ماند و صفر هم به تنهايي هيچ نيست، پس ان انسان هيچ ارزشي نخواهد داشت.